انقلاب ما انفجار نور
کلمات کلیدی مطالب
     


با دستگیری امام خمینی، ارتباط ایشان با مردم قطع شده، و بزرگترین مسوؤلیت به عهده شهید مطهری گذاشته شد و ایشان رهبری مبارزه را به نحو احسن رهبر پنهان انجام داد، سرانجام بر اثر فشار افکار عمومی و تلاش مراجع و علما، امام بعداز چند ماه از زندان آزاد و به قم برگردانده شد و استاد مطهری در مراسم تجلیل و آزادی امام خمینی و بازگشت ایشان به قم نقش محوری داشت

 رفتار سیاسی شهید مطهری و انقلاب اسلامی عنوان کتابی است که به همت سید احسان جوانمرد نگارش شده و توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی در 312 صفحه در زمستان 1385 منتشر شده است.

نویسنده در بخش اول ابتدا در نگاهی به زندگی شهید مرتضی مطهری اشاره دارد، که ایشان در یک خانواده روحانی در فریمان مشهد متولد شده و تا سن سیزده سالگی در دامان پدر پرورش یافته، و بعد از آن برای ادامه تحصیل به مشهد عزیمت نموده اند. شهید مطهری برای اولین بار ، شاهد عینی مبارزه و موضع گیری روحانیت حادثه مسجد گوهرشاد در سال 1314 به رهبر علما و مجتهدین در برابر رژیم در مشهد بود.

نویسنده در ادامه به مهمترین اساتیدی که در شکل گیری شخصیت شهید مطهری نقش داشتند، اشاراتی نموده که از جمله این استادان:

1 امام خمینی: که شهید مرتضی پس از مهاجرت به حوزه علمیه قم گم شده خود را در وجود امام یافت و شیفتگی خود را نسبت به امام همانند مولوی به شمس می دانست.

2 آیت الله بروجردی

3 علامه محمدحسین طباطبایی

4 سایر اساتید ایشان: شیخ محمد صدوقی، آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعضی نجفی، آیات عظام سید صدرالدین صدر، سید محمدرضا گلپایگانی ، سید احمد خوانساری ...

کتاب در همین بخش به ارتباط شهید مطهری با مهمترین گروه سیاسی آن روز یعنی فداییان اسلام که خواهان اصلاح جامعه و اقدام مسلحانه بودند و نیز اینکه استاد فلسفه و فقه و اخلاق تحت فشار و نیاز مالی البته سوء تفاهم آیت الله بروجردی درباره ایشان که مجبور به ترک حوزه علمیه قم شدند اشاره نموده است.

شهید مطهری از سال 1331 تا 1341 به تلاش های خستگی ناپذیر فعالیت علمی را دنبال کرده و در این دوران به دنبال پی ریزی یک بنای فکری و اجتماعی از اسلام بود و بدین منظور در جلسات هفتگی و ماهانه گروه های مختلف فکری شرکت کرد.

ایشان از سال 1334 تا 1355 به تدریس و تحقیق می پردازد و سخنرانی های علمی، فلسفی ، اخلاقی و تاریخی استاد در آن محافل علمی با وجود ایکه جو سیاسی اجازه نداد نتایج پرباری بر جای گذاشت.

نویسنده در ادامه بخش اول به همکاری شهید مطهری با نشریه مکتب اسلام و کانون ها و مجامع اسلامی همچون: انجمن اسلامی مهندسین، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و انجمن اسلامی پزشکان که استاد در تأسیس برخی از آنان نقش داشتند اشاره نموده است.

نگارنده در فصلی به شکل گیری نخست اسلامی ایران تا تأسیس نظام جمهوری اسلامی، و به طور مختصر به حوادث و جریانات این دوران از جمله: تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و برخورد امام به دولت علم، اصلاحات آمریکایی، رفراندوم شش بهمن 1341، فاجعه فیضیه، قیام پانزده خرداد، ورود امام و سقوط نظام شاهنشاهی و جایگزینی نظام جمهوری اسلامی تشریح نموده است.

نویسنده در قسمتی از بخش دوم به نقش شهید مطهری از سال 1341 تا 1343 که در این مقطع تاریخی، ایشان یکی از جهت دهندگان اصلی مبارزه علیه شاه بود پرداخته و استاد به شکل های مختلف به مبارزه اقدام کرده از جمله:

1 قبل از دستگیری حضرت امام ، به صورت رابط بین قم و تهران

2 دوران دستگیری و تحت نظر بودن امام ، به عنوان رهبر پنهان مبارزه

3 تلاش برای هماهنگ سازی مراجع در دوره آزادی امام خمینی

روش مبارزاتی استاد مطهری به صورت دقیق و پنهانی از روی تقیه واقعی بوده است که اتخاذ این شیوه باعث شد از چنگال ساواک دور ماند و از طرفی چهره سیاسی ایشان پنهان ماند. شیوه مبارزاتی ایشان یک نوع تاکتیک مکتبی و هدف دار بود. هر چند عده ای وی را مردی آرام و برکنار از سیاست و بیشتر اهل تحقیق و حلیف قلم می دانند، اما نویسنده نقل و قول های مختلفی از علما آورده که دلالت بر سیاسی بودن شهید مطهری دارد.

نویسنده در ادامه بخش دوم به سخنرانی های شهید در کانون ها و انجمن ها علیه رژیم و نیز به نقش استاد به عنوان رابط بین تهران و قم برای هماهنگی در امر مبارزه اشاره کرده و بیان می کند که استاد اخبار و تحولات قم را به پایتخت و از طرفی اخبار پایتخت را به گوش مراجع به خصوص حضرت امام می رساند.

استاد در تمام روزها و هفته هیا سال 41 و اوایل 42 بیش از هر کس دیگر در متن حوادث و جزئیات مبارزه در ارتباط نزدیک یک مبارزین و روحانیون بود، سخنرانی های ایشان در ماه محرم، مجالس تهران را به کانون های سیاسی علیه رژیم تبدیل کرده است.

نویسنده در ادامه به نقش استاد در جریان قیام پانزده خرداد پرداخته و اینکه ایشان در هدایت مردم و مرتبط کردن آنان با رهبری حضرت امام نقش اساسی داشته که در شب دوازدهم محرم شب پانزده خرداد استاد سخنرانی آتشین خود را در منبر خطاب به روحانیون و وعاظ چنین می گوید:

«باید واقعیت را بگویند و در مقابل همه نوع حادثه و گرفتاری بایستد» رژیم به سرکوب قیام و دستگیری علما از جمله شهید مطهری پرداخته که رژیم اتهام ایشان را اقدام علیه امنیت ملی مطرح و در تاریخ 15/3/42 دستگیر می شود.

با دستگیری امام خمینی، ارتباط ایشان با مردم قطع شده، و بزرگترین مسوؤلیت به عهده شهید مطهری گذاشته شد و ایشان رهبری مبارزه را به نحو احسن رهبر پنهان انجام داد، سرانجام بر اثر فشار افکار عمومی و تلاش مراجع و علما، امام بعداز چند ماه از زندان آزاد و به قم برگردانده شد و استاد مطهری در مراسم تجلیل و آزادی امام خمینی و بازگشت ایشان به قم نقش محوری داشت.

نویسنده سعی کرده به ارتباط ایشان با تشکل هایی همچون جامعه روحانیت مبارز که استاد از بنیانگذاران آن بود هیأت های مؤتلفه اسلامی و نهضت آزادی اشاره نماید، استاد بیش از دیگران در اندیشه تشکیل و سازماندهی روحانیت بود و از مشاوران عالی جامعه روحانیت مبارز به شمار می رفت و بسیاری از مبارزات علیه رژیم از طریق همین جمعیت هدایت می شدند شهید مرتضی مطهری تغذیه فکری جمعیت مؤتلفه نیز محسوب می شد و عضو شورای تصمیم گیری این هیأت بود، ارتباط شهید با نهضت آزادی دلیل وجود عده ای از دوستانش همچون آیت آلله طالقانی و مهندس بازرگان بود.

درسال های 1343 تا 1356 دو نوع حرکت تعلیه رژیم صورت گرفت یکی حرکت مسلحانه و دیگر حرکت و مبارزات فکری و فرهنگی ، که استاد از معدود افرادی بودند که در هر دو بعد مبارزات خود را ادامه داد.

نویسنده در ادامه به مسأله کاپیتولاسیون پرداخته و می نویسد : استاد مطهری مصوبه مجلس را در اختیار امام قرار داد.

ایشان مطهری پس از سال 1344 بیشتر فعالیت هایشان را روی تشریح مبانی فکری اسلام ، پاسخ گویی به شبهات ضددین و تبلیغات متجددان ، که وسائل ارتباطی را در اختیار داشتند و تلاش فکری برای نامشروع جلوه دادن رژیم متمرکز کرد.

نویسنده در ادامه بخش دوم به فعالیت های فرهنگی استاد پرداخته و از جمله این فعالیت ها:

1 همکاری با مجله زن روز: رد سال 1345 ، استاد در پاسخ به مقالاتی که بر ضد حقوق زن در اسلام در این مجله نوشته شده بود و بسیاری از خوانندگان را نسبت به دین اسلام بد بین نموده بود ، مقالاتی نوشت.

استاد مطهری با آگاهی کامل از نقش مساجد و منابر و پتانسیل نهفته در آن حداکثر استفاده را از منابر نمود، و در دهه 50 مسجد و منبر از مهمترین پایگاه های مبارزاتی استاد بود و بر اثر سخنرانی ها علیه رژیم ممنوع المنبر شدند، شهید مطهری علاوه بر سخنراین در مساجدی همچون هدایت، مسجدالجواد، در مساجد دیگر تهران و برخی شهرستان ها فعالیت روشنگری خود را ادامه داد و از جمله کسانی بودند که به مسجد هامبورگ از نظر مذهبی و فرهنگی کمک می رساندند.

ممنوع المنبر شدن و سایر موانع رژیم و فشارهای ساواک باعث نشد که استاد مطهری سخنرانی ها و اقدامات روشنگرانه خود دست بردارد و از این رو سنگر های فرهنگی دیگر همچون کانون ها ، دانشگاه ها، سمینار های دینی و تألیف ... را وسایل هدایت و افشاگری ایشان شد.

در همین زمان استاد به مبارزه با باستان گرایی رژیم که تفکر ناسیونالیستی منهای معتقدات اسلامی پرداخت. ایشان مقارن برگزاری جشن های 2500 ساله رژیم که بانگ ایرانگردی و ناسیونالیسم همه جا را پرکرده بود، شهید مطهری کتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران را به رشته تحریر در آورد.

نویسنده در قسمتی به تشریح برخی از جریان های سیاسی مانند نهضت آزادی، سازمان مجاهدین خلق و ماهیت و وجوه افکار آنها را مشخص و افشا نموده و در ضمن به دفاع از روحانیت در سه جنبه پرداخته است:

الف) انتقاد از وضع روحانیت. ب) اصلاح: نظم و سازمان دادن تشکیلات روحانیت . ج) دفاع در مقابل جریانی که در پی کوبیدن روحانیت بودند.

استاد مطهری به عنوان یک تئوریسین بزرگ انقلاب درباره جایگاه روحانیت در نهضت معتقد بود که رهبر نهضت تنها متعلق به روحانیت است و مراقب بود که برخی از گروه ها با شخصیت سازی نقش رهبری را در نهضت کمرنگ نکنند، استاد مطهری از طریق پیک و نامه با رهبر نهضت در ارتباط بود و در بسیاری از محافل جانشین امام شناخته می شد. استاد مطهری معتقد بود که تنها گروهی که قادرند رهبری مسلمانان را به عهده گیرند، روحانیون اند که در متن فرهنگ اسلام رشد یافته اند.

نویسنده در فصلی از بخش دوم حوادث سال 5657 را تشریح نموده، که سال 1356 یکی از حساس ترین مقاطع تاریخ انقلاب اسلامی است، حوادثی در این سال رخ داد که نهضت را وارد مرحله جدیدی نمود، یعنی براندازی رژیم. در این زمان شهید مطهری همانند سال ها، قبل دومین شخصیت پس از امام، و هدایت نهضت را در داخل به عهده داشتند. در این سال درگذشت دکتر شریعتی اتفاق افتاد که استاد مطهری مراسم چهلم ایشان را به مراسم حمله علیه رژیم پهلوی تبدیل نمود و با مرگ مشکوک فرزند امام، روحانیت و فعالیت آنان وارد مرحله تازه ای شد و این حادثه باعث گردید که بین گروه های مختلف خارج از کشور و جریان اصلی مبارزه برای سرنگونی رژیم وحدت ایجاد گردد.

پس از رحلت آیت الله مصطفی خمینی و برگزاری مجلس ترحیم، روزنامه اطلاعات با درج مقاله ای به امام توهین نمود که ایشان از خارج دستور می گیرد، به دنبال درج این مقاله توهین آمیز ، طلاب حوزه علمیه قم در شانزدهم دی ماه به تظاهرات پرداختند و تعدادی از آنان شهید شدند و این نقطه عطفی در تاریخ نهضت اسلامی محسوب می شد، و شهید مطهری در این برهه زمانی، حلقه ارتباط امام و مراجع وقت بود. به مناسبت شهدای قم، در تبریز عزای عمومی اعلام شد و در مسجد درگیری رخ داد و قیام 29 بهمن شکل گرفت و عده ای کشته و مجروح شدند.

نویسنده در ادامه این فصل به ارتباط استاد مطهری با گروه های مبارز چه در داخل و چه در خارج از جمله: گروه محمد منتظری ، گروه روحانیون مبارز ، ارتباط با گروه های هفت گانه مبارز مسلمان: گروه توحیدی صف، گروه فلاح، گروه فلق، گروه توحیدی بدر ، گروه منصورون، گروه موحدین و گروه امت واحده می پردازد. فصل آخر کتاب به حوادث سال های 57 و 58 اختصاص یافته که در این دوران نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی به ثمره رسید و جایگزین نظام طاغوتی و شاهنشاهی شده است. استاد مطهری به جهت دهی رویداد سال 57 پرداخته و در این فاصله زمانی، شاهد سخنرانی و اعلامیه های مختلف از استاد هستیم و سازماندهی مبارزات در راهپیمایی و تظاهرات و نیز برگزاری جلسات جامعه روحانیت مبارز در منزل استاد مطهری و با محوریت ایشان صورت می گرفت. در ادامه مبارزه شهید مطهری در 13 آبان 57 در دانشگاه تهران به سخنرانی می پردازد و با فرا رسیدن محرم، روحانیت مبارز از روزهای تاسوعا و عاشورا بهره برداری لازم را به نهایت رساندند که در 19 و 20 آذرماه 57 با مشورت شهید تظاهرات با شکوهی برگزار شد، در همین سال استاد برای تبادل نظر به فرانسه می رود و در مورد مسائل مختلف انقلاب با امام مذاکره نمودند.

با آغاز بهمن 57 شمارش معکوس پیروزی انقلاب شروع شد و شهید مرتضی مطهری در رأس سه نهاد انقلابی همچون جامعه روحانیت مبارز تهران، کمیته استقبال از امام و شورای انقلاب بود. تشکیل شورای انقلاب برای سازماندهی انقلاب و هدایت آن و نیز اینکه قدرت را از رژیم شاهنشاهی به جمهوری اسلامی انتقال یابد، تشکیل کرد و شهید مرتضی مطهری مسئول تشکیل این نهاد انقلابی بود.

نویسنده در ادامه به مخالفت علنی رژیم با بازگشت امام و نیز تحصن علما و روحانیون، مدرسین حوزه در مسجد دانشگاه تهران که خوستار بازگشت امام شدند و نیز نقش شهید مطهری در این تحصن می پردازد. سرانجام با ورود امام مراقبت از محل اقامت ایشان از وظایف شهید مطهری بود. با شکل گیری دولت موقت که اعضای آن نهضت آزادی بود و بازرگان با پیشنهاد استاد به نخست وزیری رسید و استاد با پیروزی انقلاب برای تثبیت این نظام نوپا فعالیت زیادی نمود و مشاور عالی امام بودند و در بسیاری از عزل و نصب ها و تصمیم گیری ها نقش اساسی داشت و بسیاری از ارگان ها و نهادهای انقلابی با پیشنهاد شهید مطهری شکل گرفت، سرانجام استاد مطهری به وسیله گروه فرقان شهید مطهری حاضر بود جان خود را در راه مبارزه با این گروه بدهد در 12 اردیبهشت 1358 به شهادت رسید و انقلاب اسلامی را با فقدان یک اندیشمند بزرگ مواجه نمود .

نگاه آخر:

نویسنده در بخش اول به بیان برخی از حوادث و جریانات که به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی منجر شده، اشاره نمود و در بخش دوم همین موضوعات را آورده با این تفاوت که به نقش شهید مرتضی مطهری و ارتباطی که ایشان با این جریانات داشته اند، پرداخته است.

به نظر می رسد نویسنده خواننده را ناآگاه از حوادث و تحولات انقلاب فرض کرده است لذا سعی کرده اول یک نوع آگاهی و آشنایی مختصر از پدیده هایی که منجر به ظهور انقلاب اسلامی شده، به خواننده بدهد و بعد که ذهن وی آماده پذیرش شد آنگاه به نقش شهید مطهری در این جریانات بپردازد.

نویسنده می توانست همین مطالب در بخش دوم بیاورد و دیگر به تکرارگویی روی نیاورد و بر حجم اثر خود نیفزاید و برای آن تصلی مستقلی تهیه ننماید. مسأله دیگر اینکه نقل قول های بیش از حد از زیبایی مطالب می کاهد، نویسنده در این کتاب نتوانسته است خود را از محیط نقل قول مستقیم خارج کند.

نویسنده برای راحتی کار خود، برخی نوشته های خود را از کتب به روایت اسنادی استفاده کرده البته منظور این نیست که نباید به این منابع ارجاع دهد که در مرکز اسناد انقلاب اسلامی ... منتشر شده ، نویسنده بهتر بود این چنین نوشته ها به اصل پرونده که در مراکز آرشیوی همچون آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ... که پرونده آنها موجود است ارجاع دهد.

نکته آخر اینکه به نظر می رسد نویسنده از یک منبع لاتین استفاده نمود حال آنکه بر اثر اشتباه چاپی فهرستی از منابع را تحت عنوان کتب انگلیسی در فهرست منابع آخر کتاب گنجانده شده است.

به هرحال محقق در حد توان سعی کرده که رفتار سیاسی یکی از چهره های سرشناس انقلاب اسلامی را رشته تحریر در آورد

دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :